X
تبلیغات
مدیریت و برنامه ریزی آموزشی قصرشیرین
ده فرمان موثر در ارزشیابی برنامه های آموزشی


چکیده: اينكه‌ گفته‌ شود اجرای هر آموزشي‌ به‌ نفع‌ سازمان‌ است، به‌ نوعي‌ نشانگر ضعف‌ ارزيابي‌ قلمداد می‌گردد. برنامه‌ها و فعاليتهاي‌ آموزشي‌ سازمان نه تنها می بایست بطور مستمر ارزیابی شوند‌ و ميزان‌ اثربخشي‌ آنها تعيين‌ گردد بلکه اين‌ مهم‌ بايد برمبناي‌ رويكردها و روشهاي‌ علمي‌ انجام‌ پذیرد. در اين‌ مقاله سعی بر آن است که ضمن تحلیل دانش‌ مرتبط‌ با فرایند ارزیابی برنامه‌هاي‌ آموزشي، به این سوال پاسخ داده شود که جهت انجام یک ارزیابی مناسب و اثر بخش چه باید کرد؟



واژه‌هاي كليدي
ارزشیابی،اثر بخشی،آموزش


مقدمه
از جمله موارد مهمی كه در تدوین و اجرای برنامه‌‌هاي آموزشي معمولاَ به آن کم‌توجهی‌گردیده و یا به فراموشی سپرده
می شود، ارزشيابي است. در بيشتر اوقات سازمانها همان كاري را انجام مي‌دهند كه بارها تجربه كرده‌‌‌‌‌ و حتي وقتي برنامه‌‌‌ جديدي طراحي می نمایند به همان راهبردهایی تكيه مي‌كنند كه به کرار قبلاً مورد استفاده قرار داده‌اند.
علی رغم اينكه ايجاد و چراي يك سيستم ارزشيابي جامع از ضروري‌ترين بخشهاي يك برنامه محسوب می‌گردد ولي اكثر سازمانها به دلایل عدیده از كاربرد منسجم و موثر ارزيابي سرباز زده و به همين دليل در بهبود عملکرد برنامه دچار مشكل
می شوند ونمي‌دانند كه آيا اقداماتی كه انجام داده اند موفق بوده يا خير؟
تجربه نشان داده است كه موثرترين روشي كه مي‌توان كارايي برنامه‌های آموزشی را از آن طريق بهبود بخشید، ارزيابي است. چرا كه فرايندي است نظام يافته و اصولي که با جمع‌آوري اطلاعات در مورد کلیت برنامه و عملکرد آن مي‌تواند هدايت، تصميم‌گيري و كارايي اجزاي مختلف آموزش را مورد تحليل قرار دهد.
دامنه این فرايند گسترده و قابل انعطاف مي‌باشد.گاهي ممكن است به شيوه‌اي ساده و طي يك سلسله بررسيهاي غير رسمي صورت گيرد و گاه طي فرايندي پيچيده، از طريق بهره‌گيري از تئوریهای طراحي شده و با بكارگيري ابزارهاي استاندارد شده
به اجرا در آيد.اما آنچه که باید به آن توجه داشت آن است که عموماً كاربردي كردن تئوريهاي ارزيابي دشوار بوده
و بكارگيري آنها به شیوه نامناسب نه تنها مشكلي را حل نخواهد كرد، حتی ممكن است بر مشكلات موجود نيز بيفزايد.
عليرغم وجود چنين مسائلي، نبايد از توجه به ارزيابي و اجراي موثر آن شانه خالي کرد. زيرا اولاً بعمل درآوردن تئوري، در عين دشواري، ناممكن نيست و ثانياً تجاربي كه حاصل مي‌شود حتي در صورت نامناسب بودن ، متضمن نكاتي است كه موجب بهبود روشها و متدهاي آموزشي مي‌شود و همواره مي‌تواند بازخوردهاي مناسبي را براي بهبود برنامه و تحقق منافع سازمان بوجود آورد.


ارزشیابی به چه معناست ؟
من ارزیابی را بخشی از چشم ‌انداز خردورزانه‌ای كه در آن مفاهیم، فنون و یافته‌ها برای ایجاد انگیزه پیشرفت و بالندگی برنامه
به كار گرفته می‌شوند، تعریف می نمایم. از این منظر ارزشیابی می‌بایست جهت‌گیری صریح ارزشی داشته و طراحی آن با هدف کمک به ارتقای علمی سازمان و بهبود برنامه‌ها از طریق خود ارزیابی و اندیشیدن صورت پذیرد.
بر این اساس ارزشیابی مبتنی بر سه مرحله خواهد بود: در اولین مرحله استراتژی و اهداف کلی سازمان و یا برنامه تبیین
‌می گردد. مرحله دوم در بردارنده تعریف و ممیزی فعالیتها است و در مرحله سوم برنامه‌ریزی برای آینده صورت ‌می پذیرد.
به معناي ديگر ارزشیابی می تواند به بخش لاينفكي از مدیریت علمي سازمان‌ تبدیل شده ونهادینه گردد.

ده فرمان موثر در انجام ارزشیابی
1- به ضرورت انجام ارزشیابی واقف گردید.
نخستین فرمان این است که ببینید ضرورت انجام ارزیابی چیست؟ دقت کنید سخن از"چه می خواهم بکنم؟" در میان نیست. اندیشیدن به چرا باید کرد (و جدی گرفتن آن) گامی سرنوشت ساز در اجرای موثر ارزیابی است. شکست در این مرحله بهترین برنامه ها را نیز(چه در مرحله نیاز سنجی و چه در مرحله اجرا) بی اثر جلوه خواهد داد.
كرك پاتريك ضرورت انجام ارزشیابی را چنين بيان مي‌كند:
 توجيه دلايل وجودي آموزش با نشان دادن نقش آن در تحقق اهداف و رسالتهاي سازمان
 تصميم‌گيري در مورد تداوم يا عدم تداوم برنامه
 کسب اطلاعات درخصوص اينكه چگونه مي‌توان برنامه‌هاي آينده را بهبود داد
 جهت‌دار كردن برنامه‌ها باتوجه به مشخص شدن نقاط ضعف و قوت آنها
 تقليل هزينه‌ها
 تطبيق نيازهاي دانشي، مهارتي و رفتاري كاركنان با برنامه های آموزشي سازمان(1)
ارزيابي می‌تواند به تحقق دو هدف اصلی نظام آموزش یعنی "ايجاد چارچوبي مناسب جهت تصميم‌گيريهاي مديريتي"
و "دريافت بازخورد لازم براي بهبود عملكرد آموزش" کمک نماید. همچنین این امکان را فراهم می آورد تا عوامل موثر
در پيشرفت یا عدم پیشرفت برنامه را شناسايي نمایید. (2) شناخت این عوامل کمک خواهد کرد تا به شيوه‌هاي بهبود عملكرد نیز بينديشید وبتوانید ضمن شناخت موانع موجود، راههاي رفع آن را نیز بیابید.
مولف مقاله نیز دلایل ذیل را بعنوان ضرورتهای کلی انجام ارزیابی برمی شمرد:
 ايجاد زمينه هاي لازم براي بهبود بخشيدن مداوم به برنامه‌هاي آموزشي
 بررسي ميزان تحقق اهداف و مقاصد تعيين شده براي برنامه
 جلوگيري از انحرافات و رفع نقايص و ارايه راه حلهاي مناسب
 كمك به پاسخگويي به مدیریت ارشد سازمان
 كمك به بالا بردن ميزان كارايي و اثربخشي عوامل اجرايي دخيل در برنامه

ادامه مطلب
تاريخ : پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1392 | 9:43 قبل از ظهر | نویسنده : مهدی حیدری |
.: Weblog Themes By VatanSkin :.